علّت تأخیر در ظهور امام(علیه السلام)

شرح
این جملات، قسمتى از نامه اى است که از ناحیه ى مقدّس امام زمان(علیه السلام) براى شیخ مفید(رحمه الله)فرستاده شده است. حضرت(علیه السلام)در این نامه، بعد از سفارش هاى لازم به شیخ مفید(رحمه الله)ودستورهایى به شیعیان، به امر مهمّى که سبب غیبت ایشان شده است، اشاره مى کنند. حضرت، نبود صفا و یک دلى در بین شیعیان را سبب غیبت خود مى شمرند.
تاریخ نشان داده است که تا مردم نخواهند و تلاش نکنند، حق بر جاى خویش قرار نمى گیرد و حکومت به دست اهلش نمى رسد. تجربه ى حضرت على و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)، دلیل بسیار آشکارى بر این مطلب است. اگر مردم بر خلافت حضرت على(علیه السلام)پافشارى مى کردند، الآن، تاریخ مسیر دیگرى را مى پیمود، ولى دنیاخواهى و ترس و ... مردم آن زمان سبب شد از آن زمان تا آینده اى که معلوم نیست چه هنگام به پایان مى رسد، جهانیان و خصوصاً شیعیان، جز ظلم و آزار چیزى نبینند. متأسفانه کوتاهى ما، بلکه عملکرد بدمان سبب شده است که آن محرومیت تا کنون ادامه یابد.
طبق این حدیث، وظیفه ى ما براى تسریع و تعجیل در ظهور حضرت، این است که آن حضرت را بر خویش و خویشان مقدم داریم و با اجراى دستورهاى اسلامى و گسترش و ترویج عملى اسلام، آن امام(علیه السلام) را به جهانیان بشناسانیم و دل ها را به سوى آن حضرت معطوف کنیم، تا به خواست خداوند، هرچه زودتر، زمینه ى پذیرش مردمى و جهانى آن امام(علیه السلام) فراهم شود.
از این حدیث شریف نکاتى استفاده مى شود:
1. خداوند متعال از شیعیان عهد و پیمان گرفته که از امامان پیروى کنند و این پیروى سبب تشرّف به لقاى امام زمان خواهد بود.
2. اعمال ناشایست شیعیان سبب دورى آن ها از امامشان شده است; و لذا اعمال شایسته مى تواند در تسریع ارتباط با امام زمان(علیه السلام) مؤثر باشد.

[1]. احتجاج، ج2، ص315 ; بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 .

 

منبع=اندیشه قم

/ 3 نظر / 64 بازدید
بهار

سلام برنامه هفته هفتم طرح اصحاب المهدی قرائت روزانه دعای عهد جهت تعجیل در ظهور و سلامتی اقا.. به امید ظهور امید جهانیان .......................................................... در ضمن بنده هم جز لینکاتون بودم اما چرا حذف شده بود ویتون

بهار

یه بنده خدایی نشسته بود، داشت فوتبال تماشا که یهو فرشته مرگ اومد پیشش فرشته مرگ گفت: الان نوبت توعه که ببرمت... بنده خدا با حالتی آشفته گفت: داداش! اگه راه داره بی خیال ما شو، بذار برا آینده فرشته مرگ گفت: نه، به هیچ عنوان راه نداره. همه چیز طبق برنامه‌ست. طبق لیستی که به من دادن، الان نوبت شماست. بنده خدا گفت: حداقل بذار یه شربت برات بیارم خستگیت در بره، بعد من رو قبض روح کن. فرشته مرگ گفت باشه و بنده خدا رفت تا شربت بیاره...توی شربت چند تا قرص خواب آور انداخت... فرشته مرگ وقتی شربتو خورد، به خواب عمیقی فرو رفت... بنده خدا هم از فرصت استفاده کرد و لیست رو برداشت، اسمش رو پاک کرد و به آخر لیست اضافه کرد و منتظر شد تا فرشته مرگ بیدار شه... فرشته مرگ وقتی بیدار شد گفت: دمت گرم داداش! حسابی حال دادی، خستگیم در رفت... به خاطر این لطفتت منم فعلا بی خیالت میشم و میرم از آخر لیست شروع میکنم. نتیجه اخلاقی: سر هر کسی رو میشه کلاه گذاشت الا سر مرگ...

منتظرالمهدی

حقیقت همینه ولی کو گوش شنوا...... اللهم عجل لولیک الفرج