شعر روز و عصر عاشورا

http://omarsetiz.persiangig.com/image/imam%20hosin/wallpaper-moharam-26.JPG

 

بین یک مشت شغال و بوف است
دشمن از صید خودش مشعوف است
فقط انگشتر او گم نشده
چند عضو بدنش محذوف است
حجم گودال پر از خون شده است
ظرف کوچک تر از این مظروف است
سرّ هستی ست چرا پس این قدر
روضه های بدنش مکشوف است
بارش سنگ به پیشانی او
داستان صفت و موصوف است
ترسم این گرگ تو را زجر دهد
شمر خنجر زدنش معروف است
بر شهیدان کفن این جا جرم است
روسری داشتنش موقوف است
روی یک نیزه نشسته است و هنوز
چشم هایش به حرم معطوف است
قد زینب شده این جا خم لیک
نگرانیش ز شام و کوفه است

/ 0 نظر / 76 بازدید